تاریخ : شنبه, ۱۵ بهمن , ۱۴۰۱ 14 رجب 1444 Saturday, 4 February , 2023
0

شوهرم را کشتم تا با مردی دیگر ازدواج کنم!

  • کد خبر : 7214
  • 25 فروردین 1401 - 10:18
شوهرم را کشتم تا با مردی دیگر ازدواج کنم!
زن میانسال برای اینکه با مردی دیگر ازدواج کند شوهرش را به قتل رساند او بعد از ۸ ماه سکوت سرانجام لب به اعتراف گشود و جزییات قتل را شرح داد.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی خبر گیلان سال گذشته در پی مرگ مردی مجروح در بیمارستان آغاز شد در بررسی‌های اولیه معلوم شد این مرد همراه همسر و دو دختر جوانش سرایدار یک کارخانه بود.

همسر مقتول وقتی تحت بازجویی قرار گرفت، مدعی شد دزد به کارخانه آمده بود و شوهرش در درگیری با سارقان زخمی شد، اما تصاویر دوربین مداربسته دروغ این زن میانسال را فاش کرد.

زن میانسال بار دیگر تحت بازجویی قرار گرفت و این بار گفت: «چند ماه قبل با دو مرد به نام‌های کاظم و فرهاد که یکی نگهبان شیفت صبح و دیگری نگهبان شیفت عصر کارخانه است رابطه دوستانه برقرار کردم من از اختلافات خودم و همسرم با آنها حرف می‌زدم تا اینکه کاظم پیشنهاد داد شوهرم را بکشیم و با هم ازدواج کنیم. آن شب کاظم به شوهرم حمله کرد.»

ماموران در گام بعدی کاظم و فرهاد را دستگیر کردند کاظم منکر قتل شد و گفت با همسر مقتول فقط ارتباط تلفنی داشت از سویی مدرکی دال بر ارتکاب جنایت توسط این مرد به دست نیامد.

در حالی که تحقیقات ادامه داشت همسر مقتول بعد از ۸ ماه بالاخره واقعیت را گفت و توضیح داد کاظم بی‌گناه است این زن که بعد از ۱۸ سال زندگی مشترک و  با داشتن دو دختر بزرگ به شوهرش خیانت کرده است، گفت: «من فهمیدم فرهاد با همسرش اختلاف دارد و می‌خواهد از او جدا شود. از طرفی خودم هم با شوهرم اختلاف داشتم بالاخره قرار شد او زنش را طلاق دهد و با من ازدواج کند.

به همین دلیل تصمیم گرفتیم شوهرم را بکشیم و قرار شد من این کار را انجام بدهم آن شب وقتی ضربه‌ای به سر همسرم زدم، داد کشید و دخترانم بیدار شدند من هم به ناچار با صدای بلند داد زدم آی دزد و درخواست کمک کردم تا دخترانم متوجه واقعیت نشوند.»

این زن ادامه داد: «قتل را گردن کاظم انداختم تا بعد از اینکه آزاد شدم بتوانم با فرهاد ازدواج کنم، اما در این مدت عذاب وجدان داشتم به همین دلیل واقعیت را بالاخره فاش کردم.»

او درباره دلیل اختلاف با شوهرش نیز توضیح داد: «من و همسرم مشکلی با هم نداشتیم، اما شوهرم خیلی ساده بود او همه جزییات زندگی ما را برای فامیل‌هایش تعریف می‌کرد و همین باعث می‌شد دیگران دخترانم را مسخره کنند این اتفاق باعث اختلاف ما شد و من شروع به درددل با دو نگهبان کارخانه کردم و در نهایت کار به اینجا کشید.»

لینک کوتاه : https://khabarguilan.ir/?p=7214
  • نویسنده : مازیار جعفری
  • ارسال توسط :
  • منبع : پایگاه اطلاع رسانی خبر گیلان
  • 90 بازدید
  • بدون دیدگاه

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0
قوانین ارسال دیدگاه
  • خبرگیلان نظراتی را که حاوی توهین، هتاکی و افترا باشد را منتشر نخواهد کرد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • از انتشار نظراتی که فاقد محتوا بوده و صرفا انعکاس واکنشهای احساسی باشد جلوگیری خواهد شد.
  • لطفا جهت بوجود نیامدن مسائل حقوقی از نوشتن نام مسئولین و شخصیت ها تحت هر شرایطی خودداری نمائید.
  • لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید.